تبليغاتX
شهید نامه

شهید نامه

شهید نامه

  

 وصيت نامه شهيد يعقوب(حميد) شرافت

 

 

 


ادامه مطلب نوشته شده توسط مسعود برومندی در دوشنبه چهارم خرداد 1388

لينك مطلب

                                         بسم رب ا لشهدا صدیقین

 

امیرحسین * فرزند محمد در ۴فروردین ۱۳۳۷  در خانواده ای متدین * مذهبی و  متوسط در یکی از محله های با صفای شهرری به دنیا آمد . در سال ۴۵شروع تحصیلات او بود . و پس از سالها تحصیل و کسب علم و دانش به خدمت مقدس سربازی حضور یافت . و شرکت در فعالیتهای معنوی و انقلابی و در کنار آن به شغل شریف معلمی پرداخت . حضور وی در فعالیتهای معنوی و مذهبی که آخرهم کسی نتوانست سر از کارهایش در بیاورد . و اینکه فعالیتهای انقلابی * که یکی از مهمترین ابعاد زندگی امیرحسین * مبارزات سیاسی و انقلابی او در قبل و بعد از انقلاب اسلامی بود که از گرایشهای عمیق دینی و روح انقلابی وی نشآت می گرفت . او در زمره جوانان و نوجوانانی بود که از دوره دبیرستان در شهرری به فعالیتهای سیاسی و انقلابی رو آوردند .

امیر حسین * تفکر و بینش انقلابی و ضد شاه و حاکمیت را در هر فرصتی بروز میداد . ورود او به بسیج و حضورش در کربلای جبهه ها بر می گردد به همان اوایل جنگ که حس غیرت و مردانگی و وطن پرستی یک جوان ایرانی در وجودش موج میزد در این دوران عاشقی به نمایش گذاشت . تا اینکه به درجه والای شهادت نائل گردید .

شهیدعظیمی آنقدر بزرگ و با منش بود که برای نوشتن اخلاق و رفتار و کردارش حتی قلم هم قادر به حرکت نبود * اما بالاخره بعد از کلی کلنجار رفتن با خود و قلم توانستم چند خطی را در مورد سجایای اخلاقیش بر روی کاغذ به نمایش بگذارم .

از دوران مدرسه روحیه طرفداری از حق و عدالت در امیرحسین آشکار شد و از کودکی جانب مظلوم را می گرفت .

امیرحسین * به خود سازی انقلابی * تحول روحی و تقویت جسمی اهمیت زیادی می داد . آمادگی در این سه بعد در یک راستا و در جهت هدفی واحد و معین قرار داشت و در خدمت هم بودند و یکدیگر را تقویت می کردند . بعد دیگر شخصیت امیرحسین * ابعاد روحی * معنوی * اعتقادی و اخلاقی او بود * بی شک این بعد از شخصیت وی برجسته ترین ویژگی اوست .

و اما امیرحسین * بعد از این همه رشادت و عشق بازی با خدا و حسین)ع( و گرفتن انتقام سیلی زهرا)س( از کفتاران ظالم و حرومزاده در سال ۱۰اسفند ۱۳۶۲در منطقه جنگی جزیره مجنون بر اثر حوادث ناشی از در گیری مستقیم با دشمن به شهادت رسید . و پیکر پاک و مطهر این شهید در قطعه 28 بهشت زهرا)س( به خاک سپرده شد .

.1گاهی انسانی را به تقوی و گاهی به اخلاص و نیز به شجاعت * بعضی را به صفا و وفا و برخی را به تواضع و فروتنی* مبارزه و خستگی ناپذیری توصیف می کنند . هر یک از کمالات فوق می تواند قامت انسانی را بیاراید . هر یک از صفات فوق را در وجود یک انسان شاید راحت تر بتوان یافت اما انسانی که مجمع فضائل و کمالات باشد به سختی هم یافت نمی شود . امیرحسین * هنرمندی بود که ارزشهای عالی را در وجود خود با ظرافت کامل به تصویر کشیده بود . قامت امیرحسین * آراسته به پوشش فضیلت ها بود . او به میدان جنگ و جهاد * مشتاقانه می شتافت اما شجاعتش تنها در میدان رزم ختم نمی شد بلکه هم شجاعت در مبارزه با نفس و هم در میدان نبرد را توآمان داشت . زهد و سادگی در زندگی از ویژگی های با ارزش وی بود .

.2 ایمان و تقوی و اخلاص در وجود امیرحسین * عینیت یافته بود . او در زمینه خود سازی در جمیع ابعاد آن * در حد وسع و توان خود راهی را پیموده و درهای رشد و تعالی را بر خویشتن گشوده بود . اهل ذکر و دعا و ملازم قرآن و مفاتیح بود ودر هر فرصتی روح و روان خویش را با زلال وحی سیراب می کرد و با یاد خدا و تعاق به او * بندهای اسارت تعلقات دنیوی را می گسست . کارو خدمت با نیت و هدف عبادت و بندگی خدا را تقبل می کرد و از تعلقات دنیوی * رفاه * آسایش * پست و مقامی که او را به خود مشغول و از خدا دور سازد دل بریده بود .

امیرحسین * مصداق کلام امام )ره( بود چرا که حجاب تن را شکسته بود و در تمام حالات و سکنات خود به خدا نظر داشت . او حتی شهادت را هدف نمی دید بلکه وسیله ای برای رضای خدا می دانست

روحش شاد و یادش گرامی

 

ادامه مطلب نوشته شده توسط مسعود برومندی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

لينك مطلب

به نام خداوند بخشنده و مهربان

با درود فراوان به رهبر انقلاب اسلامي ايران و با درود به شهيدان اسلام از هابيل تا ابراهيم و از ابراهيم تا امام حسين(ع) و از امام حسين تا كربلاهاي غرب و جنوب ايران سخن خود را آغاز مي نمايم.

پس از عرض سلام خدمت پدر و مادر بسيار عزيزم اميدوارم هميشه در راه خداي مهربان گام برداريد و از او مي خواهم كه بر من نيز ثوابي از ثواب شهيدان عطا بفرمايد.

«يريدون ليطفوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون»

درود و صلوات خدا بر تو اي سرور و مولا و حبيب من اي رسول الله و تو راهنما و مشعل راه ما.

ما به نداي فرزند گراميت امام حسين(ع) كه مي گفت «هل من ناصر ينصرني» لبيك گفتيم و دعوت او را اجابت كرديم و در همان راهي كه او پيموده مي رويم و راه او را ادامه مي دهيم و الگو و اسوه ما در اين راه آيت الله صدر است.

اما خانواده ام اكنون كه اين وصيت نامه را مي نويسم تصميم گرفته ام كه در راهي قدم بگذارم كه بهترين برگزيدگان خدا پيموده اند و در ضمن براي من گريه و بي تابي نكنيد براي كسي بايد گريه كرد كه به اين دنيا دلبستگي پيدا كرده اند و دنيا آنها را به خود جذب كرده است. من از آنها نيستم كه برايم گريه كنيد . از اين دنيا مي گذرم و چيزي را با خود نمي برم و بر رحمت خدا خدا را سپاس مي گويم.

و تشكر مي كنم از نعمتهاي بي حد و حدودي كه خدا بر من ارزاني داشته چنانچه به ديگربندگان خود عنايت فرموده پس نبايد ما نعمتهاي خدا را فراموش كرده و انكار كنيم.

چند سخن با پدر گرانقدرم: پدرم عزيزم! شما براي من خيلي زحمت كشيدي و بارها و بارها از خود كم گذاشتيد و به من افزوديد چه از نظر معنوي چه مادي. البته براي تمام اعضاي خانواده اينطور بوديد ولي خدا مرا ببخشد كه چقدر از شما نافرماني كردم و شما را از خود رنجاندم. اميدوارم كه مرا حلال كنيد اگر چه شايد دير شده باشد.

پدرجان! بعد از اين جسارتها از شما خواهش دارم و آن اين است كه اگر تابحال كمي هم به فكر زندگي دنيا بوده ايد كه انشاالله نبوده ايد اصلا به فكر آن نباشيد. زيرا دنيا زود تمام مي شود و آنچه كه باقي و ماندني است آخرت است. اميدوارم كه از من نرنجيد. اما وصيت بعدي با مادرم است.

مادر جان! شما هم مانند پدرم حق بزرگي بر گردنم داريد. حقي كه با حرف نمي توان بيان كرد ولي مادرم من شما را خيلي زحمت دادم. خواهشي كه از شما دارم اين است كه اولاً مرا حلال كن و دوما اينكه راضي نيستم براي من گريه كنيد. همانطور كه در اول وصيتم گفتم. سوره والعصر را با معناي آن بخوانيد تا صبرتان زياد شود اگر چه مرگ من شما را ناراحت كند بلكه بايد خوشحالتان هم بكند. البته اگر من بين شهدا بودم . پس فقط برايم دعا كنيد كه خداوند مرا جزء شهدا قرار دهد.

؟؟؟؟؟ من اين را مايه ننگ مي دانستم كه چندين سال از پيروزي انقلاب ؟؟؟ ما هنوز شهيد نداده است و سرشكسته و سرافكنده است. ؟؟؟؟ از انقلاب اسلامي را امضا نكرده است خدا را شكر كه به من ؟؟؟ نصيب كرد تا شما خجل نباشيد و هميشه در پيش خدا سربلند باشيد.

مادر عزيزم! اي مادر مهربانم! دلم مي خواهد كه اگر جنازه من به دست شما نرسيد و پيدا نشد هر وقت خواستي فاتحه بخواني بروي در بهشت زهرا ؟؟؟؟ همچون بهشتي ـ رجايي ـ باهنر و72 شهيد و بزرگاني چون طالقاني فاتحه بخوان. آنگاه بر جوانان شهيد ، چون همه ي آنها پسر تو مادر انقلابي هستند و تو مادر همه ي آن شهيدان.

علي محمد امينيان

ادامه مطلب نوشته شده توسط مسعود برومندی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

لينك مطلب

بسمه تعالی(

آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند آنها را در نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند }.سوره توبه-آیه {19

با سلام و درود به عصر امام زمان)عج( و با سلام بر نایب بر حقش خمینی این پیر مجاهد و ابراهیم زمان که چون کوه استوار و پابرجا در برابر این ابر قدرتهای جنایتکار از خدا بی خبر مردانه و بی پروا به شکستن بت ها یکی پس از دیگری مشغول است و ما جوانان را از لجنزار گناه * و معصیت بیرون کشیده و راه راست و مورد پسند پروردگارمان را به ما نشان داد .

و با سلام بر امت شهید پرور و سربلند و پیروز ایران و با سلام گرم برسپاهیان اسلام این عزیزان جان بر کف که ندای حسین زمان را لبیک گفتند و از این دنیای فانی چشم پوشیدند و خواب را از چشمان کفار سلب کردند . و با سلام به برادران عزیزم و دوستان *  ازاین لحظه حساس استفاده کنید و قدر بدانید که الان درهای بهشت باز است و با یک خیز خود را به آنجا برسانید که ممکن است این فرست بدست نیاید . وقت را غنیمت شمارید و توشه ای جهت روز حساب جمع آوری کنید .

پدر گرامی: که چه زحمتها برای خوب تربیت کردن من کشیدید * و تو مادر خوب و مهربانم که شرم دارم طلب حلالیت کنم چرا که هیچ وقت حق فرزندی را ادا نکردم * ولی امید آن دارم که هر وقت به یاد هجرت من افتادید دستان خود را بسوی پروردگار بزرگ بلند کرده و شکر کنید و بگوئید: خدایا رضایم به رضای تو . زیرا که امانتی را که خود داده بودی باز پس گرفتی و افتخار کنید که این قرعه به نام شما نیز افتاد و این قبائی نیست که به اندازه هر کسی باشد .

حال پدر عزیزم پیش حسین بن علی )ع( سربلند هستی و تو مادر پیش فاطمه )س( سرفرازی و در یوم الحساب مقابل زینب )س( رو سپید .

پس شکر کنید و غم به دل راه ندهید * اگر گریه نکنید بهتر است ولی اگر خواستید اشک بریزید * برای علی اکبر حسین اشک بریزید * برای قاسم تازه داماد اشک بریزید * برای سر بریده اباعبدالله)ع( شیون کتید * برای این شهدایی که نان آور خانه بودند و از زندگی و کانون گرم خانواده چشم پوشیدند ناله کنید * برای جوانی که تازه از پای سفره عقد بلند شده و در خون خود غلتیده زاری کنید * برای پدری که عکس فرزند خردسالش را در میان پنجه های خونین خود گرفته و بسوی معشوق پر کشیده گریه کنید . آری آن پیر مجاهدی که با محاسن سفیدش مظاهروار سینه خود را آماج گلوله های دشمن قرار داده تا اسلام زنده بماند و سربلند باشد شایسته این قطرات اشک می باشد .

پدر عزیزم با شیرینی دادن در مجالس خطم مشت محکمی بر دهان منافقین بزن * زیرا که فرزندت به معشوقی که تازه او را شناخته بود رسیده . مادرم با خوشحال بودن و سرحال بودن خودت همچون مادری که فرزند داماد خود را روانه حجله می کند ثابت کن که تا آخر ایستاده ای . و با زبان و مال در حد امکان در راه خدا جهاد کنید که خداوند اجر عظیمی وعده داده است . به فقرا و مساکین و زیر دستانتان تا حد امکان کمک کنید به آنها احترام بگذارید با امام باشید و او را دعا کنید و امر او را مو به مو اجرا کنید که پیغمبر زمان است .

خدا را مد نظر داشته باشید و یاد روز رستاخیز باشید . از قول من از تمام دوستان و آشنایان و فامیل و مخصوصآ اهل محل حلالیت بطلبید .

پدر و مادرم هم مرا حلال کنید . هر چه از مال دنیا دارم تبدیل به پول و به حساب ۱۰۰امام بریزید * هر کس حجاب و موازین شرعی را در زندگی رعایت نکرد به دیدار من نیاید که جز عذاب مرا چیز دیگری نخواهد داد  * یادتان باشد بر سر مزاز و در کلیه مجالس اعلام کنید که هر کس هر چه اعم از پول یا چیزهای دیگری طلب دارد بیاید بگیرد از مال خودم به او بدهید تا من زیر دین نباشم .                                  {خدایا خدایا تا انقلاب مهدی)عج( خمینی را نگهدار{

ادامه مطلب نوشته شده توسط مسعود برومندی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

لينك مطلب

Image and video hosting by TinyPic

فرازهایی از وصیتنامه

سردار رشید اسلام٬ شهید حاج عبدالحسین برونسی

من با چشم باز این راه را پیموده‌ام و ثابت قدم مانده‌ام. امیدوارم این قدم‌هایی که در راه خدا برداشته‌ام٬ خداوند آن‌ها را قبول درگاه خودش قرار دهد و ما را از آتش جهنم نجات دهد.

فرزندانم٬خوب به قرآن گوش دهید و این کتاب آسمانی را سرمشق زندگیتان قرار دهید. باید از قرآن استمداد کنید و باید از قرآن مدد بگیرید و متوسل به امام زمان(عج) باشید. همیشه آیات قرآن را زمزمه کنید تا شیطان به شما رسوخ پنهانی نکند.

ای مردم نادان٬ای مردمی که شهادت برای شما جا نیفتاده است٬ در اجتماع پیش‌رو٬ باید درباره شهیدان کلمه اموات از زبان‌ها و از اندیشه‌ها ساقط شود٬و حیاط آنان با شکوه تجلی یابد.

بل احیاء عند ربّهم یرزقون

فرماندهی برای من لطف نیست٬ گفتند این یک تکلیف شرعی است٬ باید قبول کنید٬ و من بر این اساس اطیعوا الله و اطیعوا الرّسول و اولی الامر منکم

 قبول کردم. مسلما در راه امر به معروف و نهی از منکر از مردم نادان زیان خواهید دید٬ تحمل کنید و بر عزم راسختان پایدار باشید.

عبد الحسین برونسی

ادامه مطلب نوشته شده توسط مسعود برومندی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

لينك مطلب

بیست روز قبل از شهادت، قبل از ترك خانه برای شركت در جلسه‌ای مهم، همسر رجایی به او گفت: «پیشنهاد می‌كنم وصیت‌نامه‌ی جدیدی بنویسید. وصیت‌نامه قبلی را سال‌ها پیش نوشته‌اید. »
رجایی به یادآورد كه در سال 1352 قبل از این‌كه به زندان برود، وصیت‌نامه‌ای نوشته بود و آن‌ روز، هشت سال از نوشتن آن وصیت‌نامه می‌گذشت.
كمی فكر كرد. سپس كاغذی خواست تا وصیت‌نامه‌ای جدید بنویسد. او بر روی یك برگ كاغذ دفتر مشق بدون‌ این‌ كه پاكنویس كند خوش خط و خوانا و بدون خط‌خوردگی و روان‌ و ساده وصیت‌نامه‌ای نوشت و آن را به همسرش داد. نكاتی كه در این چند خط به آن‌ها اشاره‌ شده، بسیار قابل تأمل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

این بنده كوچك خداوند بزرگ با اعتراف به یك دنیا اشتباه، بی‌توجهی به ظرافت مسئولیت از خداوند رحیم طلب عفو و از همه برادران و خواهران متعهد تقاضای آمرزش خواهی می‌كنم.
وصیت حقیقی من مجموعه
این مختصر را برای رفع تكلیف و تعیین خط ‌مشی برای بازماندگان و بر حسب وظیفه شرعی نوشتم وگرنه وصیت‌نامه این‌ بنده حقیر با این همه تحولات در زندگی در این مختصر نمی‌گنجد و مكّه، حج بیت‌الله بر من واجب شده بود امكان رفتن پیدا نشد
زندگی من است. به همه چیزهایی كه گفته‌ام و توصیه‌هایی كه داشته‌ام در رابطه با اسلام و امام با انقلاب تأكید می‌نمایم.
به كسی تكلیف نمی‌كنم ولی گمان می‌كنم اگر تمام جریان زندگی مرا به صورت كتاب در‌آورند برای دانش‌آموزان مفید باشد.
هر چه از مال دنیا دارم متعلق به همسر و فرزندانم می‌باشد. كیفیت عملكرد را طبق قانون شرع به عهده خودشان می‌گذارم.
برادرم محمدحسین رجایی وصی و همسرم ناظر و قیم باشند.
خدای را به وحدانیت، اسلام را به دیانت، محمد(ص) را به نبوت و علی و یازده فرزندان معصومین علیهم‌السلام را به امامت و پس از مرگ را به قیامت و خدای را برای حسابرسی به عدالت قبول دارم و از دریای كرمش امید عفو دارم.
این مختصر را برای رفع تكلیف و تعیین خط ‌مشی برای بازماندگان و بر حسب وظیفه شرعی نوشتم وگرنه وصیت‌نامه این‌ بنده حقیر با این همه تحولات در زندگی در این مختصر نمی‌گنجد و مكّه، حج بیت‌الله بر من واجب شده بود امكان رفتن پیدا نشد. اینك كه به لقاءالله شتافتم این واجب را یكی از بندگان صالح خداوند به عهده بگیرد. ثلث اموال به تشخیص بازماندگان به «خیرالعمل» صرف شود و اگر به نتیجه قطعی نرسیدند به بنیاد شهید بدهید.
محمدعلی رجایی

انفجار و شهادت
در ساعت سه عصر، صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست‌وزیری برخاست. كاركنان به طرف محل انفجار دویدند. جمعیت زیادی از راه رسید. همه نگران رجایی و باهنر بودند. رجایی از چند روز قبل به فرمان حضرت امام خانواده‌اش را در یكی
یچ‌كس نمی‌دانست كه این پیكر سوخته، بدن شهیدرجایی است. به فكر یكی از اطرافیان او رسید كه از روی دندان‌ها می‌توان فهمید كه پیكر سوخته، بدن شهیدرجایی است یا خیر؟ اما سوختگی آن‌چنان بود كه دهان رجایی به سادگی باز نمی‌شد
از واحدهای مسكونی نهاد ریاست‌جمهوری ساكن كرده بود تا دیگر مجبور به رفت‌وآمد به خانه‌اش نباشد. كمال، پسر سیزده ساله رجایی از دور شاهد شعله‌های آتش بود. او با حالی آشفته به مادرش تلفن كرد و ماجرا را با او در میان گذاشت تا همسر شهیدرجایی خودش را برساند. پیكرهای خونین و سوخته رجایی و باهنر را به بیمارستان منتقل كردند. شدت انفجار به حدی بود كه ابتدا هیچ‌كس نتوانست كشته شدگان را شناسایی كند. جنازه‌ها را به بیمارستان انقلاب منتقل كرده و پیكر شهیدرجایی را در سردخانه قراردادند.
هیچ‌كس نمی‌دانست كه این پیكر سوخته، بدن شهیدرجایی است. به فكر یكی از اطرافیان او رسید كه از روی دندان‌ها می‌توان فهمید كه پیكر سوخته، بدن شهیدرجایی است یا خیر؟ اما سوختگی آن‌چنان بود كه دهان رجایی به سادگی باز نمی‌شد. لحظاتی بعد یكی از پزشكان از راه رسید و پس از شستن لب‌ها با آب اكسیژنه، دهان را باز كرد و دندان‌ها دیده‌ شد، اما باز هم كسی او را نشناخت. همسر شهید رجایی به بیمارستان آمد و در سردخانه پیكر سوخته شهید‌رجایی را شناسایی كرد.
با شنیدن خبر شهادت رجایی و باهنر، مردم به خیابان‌ها ریختند و ایران در سوگ رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر خود فرو رفت. با طلوع آفتاب روز نهم شهریور ماه مردم در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع كرده و با سردادن شعار«رجایی، رجایی! راهت ادامه دارد! » پیكر او و شهید باهنر را تا بهشت زهرا مشایعت كردند.

اطلاعیه خانواده شهید محمدعلی رجایی
رجایی این سرباز اسلام و انقلاب كه طعم فقر و محرومیت را چشیده بود و هنوز نقش آثار داق و شكنجة زندان‌های منحوس، پهلوی از پیكر او محو نشده بود، در مبارزه بی‌امان خویش علیه ظلم و جور و استكبار، علیه شرك و كفر و الحاد تا پای جان ایستاد و با خون خود، نهال انقلاب اسلامی ایران را آبیاری كرد و به خدا پیوست
رییس‌جمهور
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
محمدعلی رجائی مقلد امام و فرزند ملت به عهد و پیمانی كه با خدای خویش بسته بود وفا كرد و به كاروان شهدای اسلام و انقلاب اسلامی پیوست. «واوفوا بعهد الله اذا عاهدتم» رجایی این سرباز اسلام و انقلاب كه طعم فقر و محرومیت را چشیده بود و هنوز نقش آثار داق و شكنجة زندان‌های منحوس، پهلوی از پیكر او محو نشده بود، در مبارزه بی‌امان خویش علیه ظلم و جور و استكبار، علیه شرك و كفر و الحاد تا پای جان ایستاد و با خون خود، نهال انقلاب اسلامی ایران را آبیاری كرد و به خدا پیوست. اینك ای امت شهیدپرور و انقلابی ایران، فرزند شما محمدعلی رجائی، كه شما با رأی قاطع خود او را به ریاست‌جمهوری اسلامی ایران برگزیده و با انتخاب او به ریاست جمهوری به جریانات انحرافی و سازش‌كارانه خط بطلان كشیدید در راه انجام وظیفه‌ای كه به عهده او گذاشته بودید شهید شد.
او خود را به حق فرزند ملت می‌دانست و اینك خانوادة‌ وی شهادت او را به امام ملت بزرگ و انقلابی ایران تبریك و تسلیت می‌گویند و تو ای امام بزرگوار، دعا كن كه خدا خون این شهید را كه از میان مردم محروم و مستضعف جامعه برخاست و در راه حفظ و حراست حقوق محرومان و مستضعفان جامعه و استقرار حاكمیت اسلام شهید شد از امت مسلمان و شهیدپرور ایران بپذیرد و اینك ما، همسر و فرزندان و خانواده شهید رجایی، امروز در اجتماع دانشگاه حاضر می‌شویم تا یك بار دیگر با امام و امت مسلمان انقلابی ایران در ادامه راه شهیدان تجدید بیعت كنیم. در اهتزاز باد پرچم خونین اسلام، پرطنین باد بانگ آسمانی الله‌اكبر، به امید پیروزی اسلام و مسلمین.
خانواده شهید محمد علی رجائی
ادامه مطلب نوشته شده توسط مسعود برومندی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

لينك مطلب

 پروردگارا، در اين برهه از زمان در زير آسمان عظمتت همراه با ارواح مقدس شهدا به سرپرستي امام (ره) وصيت‌نامه‌اي مي‌نويسم، هرچه فكر مي‌كنم به جز گناه و معصيت باقي نگذاشته‌ام، و هرچه غير از اين بيان كنم ريا مي‌شود، چرا كه ندارم و اظهار مي‌كنم، اما رحمت خدا مرا اميدوار نمود. آنطور كه سعادت شركت در رزم با كفر را پيدا كردم، اصل وصيت من همين شهادتم است كه انشا‌ءالله خدا مرا مي‌آمرزد تا بتوانم با خونم از ارزش‌هاي والاي اسلام حراست كنم، با خونم از ولايت فقيه حمايت نمايم، با خونم از روحانيت هميشه مبارز و از قرآن و اهل بيت (ع) حمايت كنم، دنياي پست را بفروشم و به ارواح مقدس شهدا بپيوندم. ان شاء‌الله...
ادامه مطلب نوشته شده توسط مسعود برومندی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

لينك مطلب

سلام

این وبلاگ برای حفظ و نشر اثار اسلامی ایجاد شده

از دوستان خواهشمندم برای تکمیل این وبلاگ کمک کنند واثار و مقاله و  وصیت نامه شهیدان و زندگی نامه و هر چیزی که فکر میکنید در این امر به ما کمک کند را به ایمیل ما بفرستید در صورت ارصال مطلب در قسمت نظر دهید اعلام کنید

                                                              والاسلام

ادامه مطلب نوشته شده توسط مسعود برومندی در دوشنبه هشتم بهمن 1386

لينك مطلب



آمار وبلاگ
=»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati





کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by shahidnameh.blogfa.com

Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM